قهرمان ميرزا عين السلطنه
784
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ثمرى هم ندارد . شكارى نيست . تماشائى ندارد . حمام رفتم آبش كثيف و سرد بود . آب تازه انداختيم ، خوب شد . مدتى توانستم توقف كرد . خواستم ريش بتراشم تيغ كند [ بود ] به زحمت زياد چيزى بدتر از اول شد . وقتى قدرى از ريش را تراشيدى ديگر نمىشود دست كشيد . هرقسم هست بايد تمام كرد . اگر پوست صورت هم برود چاره ندارد . صبح هوا خوش بود ملايمتر از هرروز . توله استاپ الان جلوى چادر خوابيده در كمال غرور و نزاكت . گلين خانم حمام وداع رفته دو ساعت است بيرون نيامده . زن زيادى براى رختشوئى آمدهاند . خوب است اين زنها يا سرچشمه يا به حمام قديم مىروند و الا كار خيلى سخت مىشد . من هروقت بيرون رفتم استاد آشپز را ديدم دمر خوابيده . امروز شكل او را كشيدم . انشاء الله دو روز ديگر از دست خوابيدن او هم خلاص مىشويم . خيلى از نقاشى خوشم مىآيد . انشاء الله بايد سعى كنم و معلم پيدا كنم تا تكميل شود . اشكال كتاب « دونكيكسست » بيشتر مرا مايل به نقاشى كرده است . اگرچه موافق شرع انور و فرمودهء رسول بر حق ( ص ) معصيت دارد و جايز نيست . ليكن ميل دارم ، اين هم بالاى كارهاى ديگر . هرچه از دستمان آمده كوتاهى نكردهايم . خداوند خودش اصلاح كند . سخت در گناه غوطهوريم .